شهر عشق

با پای دل قدم زدن آن هم کنار تو/ باشد که خستگی بشود شرمسار تو/ در دفتر همیشه ی من ثبت می شود/ این لحظه ها عزیزترین یادگار تو

 

v     سوال: با توجه به اینکه یکی از دلائل اثبات دعوی، اقرار است؛ آیا بنده می توانم با استناد به اقرار شفاهی همسرم مبنی بر اینکه  «خر بوده که با من ازدواج کرده» او را تحویل باغ وحش بدهم؟

 

ü      پاسخ: بله که می توانید؛ اتفاقا مسئولین باغ وحش هم از اینگونه خرها که بصورت داوطلبانه غذای شیرها و کروکودیل ها می شوند به شدت استقبال می کنند!

ادامه مطلب

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۱٠ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ توسط matsazo نظرات () |

تو برو....

نگران حال من نباش....

من...

به تنهایی...

به صندلی توی اتاقم...

به پنجره رو به خیابان...

به فکر کردن به تو...

و به سیگار کشیدن....

عادت کردم...

تو برو...

 

ادامه مطلب

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۱۸ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ توسط matsazo نظرات () |

عن مفت آدمم مفت .....

گنجشگها این ضرب المثل را برفراز پیادروهای پر ازدحام بکار میبرند

:)))))))))))))))

.

.

.

اوفـــــــــــــــــــ عجب جیگری بود!!!

.......

تکه کلامه من بعد از میل کردنه جیگر با سبزی خوردنو دوغ و نون سنگگ داغ ؛

چیه خب فکردین من مثله شماها چشچرونی میکنم

.

.

.

دختر: دوستم داری؟

پسر: نه!

دختر  ):

پسر: نپرسیدی که عاشقت هستم یا نه؟!

دختر: عاشقمی؟ (:

پسر: نه

خخخخخخخخ

 

ادامه مطلب


نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۱٥ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ توسط matsazo نظرات () |

واپسین لحظات سال 2012 رو داریم سپری می کنیم

پیشاپیش فرار رسیدن سال 2013 میلادی

......

به شما و خانواده ی محترمتون هیچ ربطی نداره

صبر کنید تا عید نوروز خودتون ..والاااااا

 

 

ادامه مطلب

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۱۳ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ توسط matsazo نظرات () |

 

دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد

 

خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردها یش شده ایم

 

 

 

 

اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند

 

دیگر گوسفند نمی درند

 

به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند...

 

 

 

 

می دانی ... !؟ به رویت نیاوردم ... !

 

از همان زمانی که جای " تو " به " من " گفتی : " شما "

 

فهمیدم

 

پای " او " در میان است ...

 

 

 

 

اجازه ... ! اشک سه حرف ندارد ... ، اشک خیلی حرف دارد!!!

 

 

 

 

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .

 

عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد

 

بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ...

 

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .

 

تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.

 

تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود

 

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!

 

 

 

 

این روزها به جای" شرافت" از انسان ها

 

فقط" شر" و " آفت" می بینی !

 

 

 

 

راســــــتی،

 

دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام...!

 

"حــــال مـــن خـــــــوب اســت" ... خــــــوبِ خــــوب

 

 

 

 

می‌دونی"بهشت" کجاست ؟

 

یه فضـای ِ چند وجب در چند وجب !

 

بین ِ بازوهای ِ کسی که دوسـتش داری...

 

 

 

 

وقتی کسی اندازت نیست

 

دست بـه اندازه ی خودت نزن...

 

 

 

 

این روزها "بــی" در دنیای من غوغا میکند!

 

بــی‌کس ، بــی‌مار ، بــی‌زار ، بــی‌چاره بــی‌تاب ، بــی‌دار ، بــی‌یار ،

 

بــی‌دل ، بـی‌ریخت،بــی‌صدا ، بــی‌جان ، بــی‌نوا

 

بــی‌حس ، بــی‌عقل ، بــی‌خبر ، بـی‌نشان ، بــی‌بال ، بــی‌وفا ، بــی‌کلام

 

بــی‌جواب ، بــی‌شمار ، بــی‌نفس ، بــی‌هوا ، بــی‌خود،بــی‌داد ، بــی‌روح

 

بــی‌هدف ، بــی‌راه ، بــی‌همزبان

 

بــی‌تو، بــی‌تو، بــی‌تو......

 

 

 

 

ماندن به پای کسی که دوستش داری *

 

قشنگ ترین اسارت زندگی است !*

 

 

 

می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم اما

 

بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا کنند ...

 

 

 

 

 

می دانی

 

یک وقت هایی باید

 

روی یک تکه کاغذ بنویسی

 

تـعطیــل است

 

و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت

 

باید به خودت استراحت بدهی

 

دراز بکشی

 

دست هایت را زیر سرت بگذاری

 

به آسمان خیره شوی

 

و بی خیال ســوت بزنی

 

در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که

 

پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند

 

آن وقت با خودت بگویـی

 

بگذار منتـظـر بمانند !!!

 

 

 

 

 

مگه اشک چقدر وزن داره...؟

 

که با جاری شدنش ، اینقدر سبک می شیم...

 

 

 

 

 

 

من اگه خـــــــــــــــــــــدا بودم ...

 

یه بار دیگه تمـــــــــــــــوم بنده هام رو میشمردم

 

ببینم که یه وقت یکیشون تنــــــــــــــها نمونده باشه ...

 

و هوای دو نفره ها رو انقدر به رخ تک نفره ها نمی کشیدم!!!!

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٤/٦ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ توسط matsazo نظرات () |

آفتاب مال کیست؟

 

آفتاب از آن من نیست ولی،

 

گرمی و تداوم زندگی است.

 

 

 

چشمه مال کیست؟

 

چشمه تنها معنای عطش و تشنگی نیست،

 

استمرار جوشش است و زلال صمیمیت،

 

 

 

دریا مال کیست؟

 

دریا فقط برای تور و صید نیست،

 

مفهوم عمق است و بخشش،

 

 

 

آسمان مال کیست؟

 

آسمان تکرار نفس کشیدن نیست،

 

نشانه ی رهایی است و بخشش،

 

 

 

عشق چیست ؟

 

عشق لذت تماس و فرصت بستر نیست،

 

صبوری و طاقت است ...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٤/٥ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ توسط matsazo نظرات () |