شهر عشق

با پای دل قدم زدن آن هم کنار تو/ باشد که خستگی بشود شرمسار تو/ در دفتر همیشه ی من ثبت می شود/ این لحظه ها عزیزترین یادگار تو

تو که دستت به نوشتن آشناست

دلت از جنس دل خسته ی ماست

دل دریا رو نوشتی

همه دنیا رو نوشتی

دل ما رو بنویس

 


بنویس هر چه که ما رو به سر اومد

بد قصه ها گذشت و بدتر اومد

بگو از ما که به زندگی دچاریم

لحظه ها رو می کشیم ، نمی شماریم

بنویس از ما که در حال فراریم

توی این پاییز بد فکر بهاریم

دل دریا رو نوشتی

همه دنیا رو نوشتی

دل ما رو بنویس

دست من خسته شد از بس که نوشتم

پای من آبله زد بس که دویدم

تو اگر رسیده ای ما رو خبر کن

چرا اونجا که تویی من نرسیدم

تو که از شکنجه زار شب گذشتی

از غبار بی سوار شب گذشتی

تو که عشق و با نگاهت تازه دیدی

باده بان به سینه ی دریا کشیدی

دل دریا رو نوشتی

همه دنیا رو نوشتی

دل ما رو بنویس

بنویس از ما که عشقو نشناختیم

حرف خالی زدیم و قافیه باختیم

بگو از ما که تو خونمون غریبیم

لحظه لحظه در فرار و در فریبیم

بگو از ما که به زندگی دچاریم

لحظه ها رو می کشیم ، نمی شماریم

دل دریا رو نوشتی

همه دنیا رو نوشتی

دل ما رو بنویس

--

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢٧ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ توسط matsazo نظرات () |