شهر عشق

با پای دل قدم زدن آن هم کنار تو/ باشد که خستگی بشود شرمسار تو/ در دفتر همیشه ی من ثبت می شود/ این لحظه ها عزیزترین یادگار تو

 

 

قصه ی خوب بهارم پاره شد،برگ برگ روزگارم پاره شد

 

خواستم از دست دلم راحت شوم،نقشه ی خوب فرارم پاره شد

 


گفتمش سازی برای دل زنم،ناگهان سیم سه تارم پاره شد

 

...ساختم یک خانه ی کوچک ولی،برگه ی پایان کارم پاره شد

 

قاب اجدادم فتاد از روی میز،آخرین عکس تبارم پاره شد

 

...گوش می دادم به یک آهنگ خوب،بهترین جای نوارم پاره شد

 

خواستم گامی زنم در کوی عشق،کفش های نو نوارم پاره شد


--

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/۱٠ساعت ٤:٢٥ ‎ق.ظ توسط matsazo نظرات () |