شهر عشق

با پای دل قدم زدن آن هم کنار تو/ باشد که خستگی بشود شرمسار تو/ در دفتر همیشه ی من ثبت می شود/ این لحظه ها عزیزترین یادگار تو

 

 

 

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد...

 

وسعت تنهاییم را حس نکرد

 

 

 

در میان خنده های تلخ من...

 

گریه پنهانیم را حس نکرد...

 

 

 

در هجوم لحظه های بی کسی...

 

درد بی کس ماندنم را حس نکرد...

 

 

 

آن که با آغاز من مانوس بود...

 

لحظه پایانیم را حس نکرد....

نوشته شده در ۱۳٩۱/٤/۱ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ توسط matsazo نظرات () |